دلم تنگه، برای گریه کردن<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

کجاست مادر، کجاست گهواره من؟

 

همون گهواره ای که خاطرم نیست

همون امنیت حقیقی و راست

همون جایی که شاهزاده قصه

همیشه دختر فقیرو می خواست

همون شهری که قد خود من بود

ازین دنیا ولی خیلی بزرگتر

نه ترس سایه بود، نه وحشت باد

نه من گم می شدم، نه یه کبوتر

 

نگو بزرگ شدم، نگو که تلخه

نگو گریه دیگه به من نمیاد

بیا منو ببر، نوازشم کن

دلم آغوش بی دغدغه می خواد

تو این بستر پاییزی مسموم

که هر چی نفس سبزه، بریده

نمی دونه کسی، چه سخته موندن

مث برگ، روی شاخه تکیده

 

ببین! شکوفه دلبستگی هام

چقد آسون تو ذهن باد می میره

کجاست اون دست نورانی و موجز؟

بگو بیاد و دستمو بگیره

کجاست مریم ناجی، مریم پاک؟

چرا به یاد این شکسته تن نیست؟

تو رگبار هراس و بی پناهی

چرا دامن سبزش چتر من نیست؟

 

 دلم تنگه، برای گریه کردن   

کجاست مادر، کجاست گهواره من؟

 

گوگوش

 

/ 34 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
tara

سلام اقا نيما ايديت کردم ................ موفق باشی

خاله ريزه

سلام ....قرار عمومی وبلاگ نويسان جمعه ۲۲ اسفند... برای اطلاعات بيشتر http://hami83.persianblog.omاينجا رو ببينيد ....به اميد ديدار همه شما عزيزان

زوربا

سلام اقا ایمان گل...خوبی؟...چه خبرا؟...امیدوارم که فردا بتونم ببینمتون....شادباشید

Iman

سلام دوست خوبم : چرا آپديت نميکنی ؟؟؟‌من اپ کردم اگه دوست داشتی سری به سرزمين عشق بزن ... خوشحال ميشم ... هميشه شاد باشی ... در پناه حق ... (سرزمين عشق)

ازی

سلام ايمان جان. افت که نرسيد . به کی فرستادی بابا!!

سحر

سلام... راستی کاش می گفتی کی دوباره قصد نوشتن داری؟؟؟؟؟؟؟؟

ziba

شعر قشنگی بود...راستی آپديت کردم...بيا منتظرم

gharibe

نمی نويسی؟ هنوز دلتنگی ؟

سحر

سلام ... منظورت از فردا کی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟