ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هر جا که پا می ذارم، تو رو اونجا می بینم

یادمه چشمای تو، پُر درد و غصه بود

قصه غربت تو، قد صد تا قصه بود

تو برام خورشید بودی، توی این دنیای سرد

گونه های خیسمو، دستای تو پاک می کرد

حالا اون دستا کجاست؟ اون دو تا دستای خوب

چرا بی صدا شده، لب قصه های خوب

من که باور ندارم، اون همه خاطره مُرد

عاشق آسمونا، پشت یک پنجره مُرد

آسمون سنگی شده، خدا انگار خوابیده

انگار از اون بالاها، گریه هامو ندیده

                                                                            

                                 یاد تو هر جا که هستم با منه

داره عمر منو آتیش می زنه

داریوش

 

/ 32 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
***اَدمین وبلاگ خفن کده***

سلام! چطوری؟ بی معرفت به ما يه سرنزنی يه وقت ها !ناسلامتی ما با هم رفيق بوديم ها!نه به اون روزا که هر روز به هم سر ميزديم نه به حالا که سال به سال هم به هم سر نميزنيم! ممنون ميشم که به من يه سر بزنی! خفن باشی در پناه يزدان! سيد مشدی خفن! بای بای!

azy

سلام ايمان جان. چيه يه چند وقتيه رفتی سراغ اين شعرها؟؟//

zorba

سلام...اپ نميکنی؟

zorba

نيما جان ادرس شکيبا رو درست کن... لينکت اشتباه تایپ شده.. تا بعد

شفق

سلام... بازهم ممنون از همه ی محبتهات ايمان عزيز!بابا تو روی هرچی تنبله سفيد کردی ... بنويس ديگه...

golabetoon khanoomi

سلام.......فکر ميکردم که تا حالا آپديت کرده باشی؟ من قبلا تو اين قسمت نظر نگذاشته بودم؟

elma

واقعا داريوش محشره چه رمانتيک

saba

قشنگ بود ... به من هم سر بزنی خوشحال ميشم