به تماشا سوگند<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و به آغاز کلام

و به پرواز کبوتر از ذهن

واژه ای در قفس است...

 

... آفتابی لب درگاه شماست

که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد...

 

... سنگ آرایش کوهستان نیست

همچنانی که فلز، زیوری نیست به اندام کلنگ.

در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است

که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.

پی گوهر باشید.

لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید...

 

... هر که در حافظه چوب ببیند باغی

صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.

هر که با مرغ هوا دوست شود

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.

آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند

می گشاید گره پنجره ها را با آه...

 

/ 32 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنها

چه امتخاب قشنگی بود.. تبريک ميگم به اين سليقه. :))

saboor

salakhi zar migerist be ghanarie kochaki del bakhte bood,paidar bashi o tavana,dar panahe mehr.

madayaali

سلام.سنگ آرايش کوهستان نيست بسيار نکته قشنگی بود همه شعرجالب هست متشکريم ازاين همه زحمت منتظر شما هستم ياعلی

golabetoon khanoomi

سلام .....شعر قشنگی بود.قبلا هم شنيده بودم ولی اسم شاعرش را نمی دونم.

shervan

به به !! خيلی خوب بود.... من و که ديدی..آپ نمی کنم !

siamak

سلام.خوبی عزيز.خوش ميگذره؟من مطالبتون رو خوندم.راستی من نامه حرف دل رو توی وبم گذاشتم بيا بخونش.موفق باشی عزيز و بای

neo

سلام ايمان خوبی؟ به همه سلام برسان

رضا

سلام ايمان جان . خوبی ؟ راستش هيچی ندارم بگم . يکم بی معرفت بازی درآوردم . ولی سعی می کنم از اين به بعد بيشتر بيام . در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است که رسولان همه از تابش آن خیره شدند. سبز باشی .

Iman

سلام دوست خوبم : هميشه از خوندن وبلاگت لذت ميبرم چون زيباست ... هميشه شاد باشی عزيزم ... در پناه حق ... (سرزمين عشق)

لیلا

شعر دل انگيزی بود.ايمان عزيز به انتخابت تبريک ميگم